تبليغاتX
اخبار شهرستان میانه

اخبار شهرستان میانه

خبرهای داغ میانه

نتیجه تکان‌دهنده بررسی روسپیگری

http://www.aftab.ir/news/2009/oct/22/images/30dbadb0943c5fb157ceb567f75eeaff.jpg

بر اساس تحقیق تکان‌دهنده‌ای که به تازگی انجام شده، پدیده روسپیگری و بی‌بند و باری جنسی در متأهل‏ها بیش از مجردها دیده می‏شود.

در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به ۱۵ تا ۲۰ سال رسیده است اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع، مسؤولان و علمای دین هیچ راه حل مناسبی ارائه نداده‏اند.

گسترش رابطه نامشروع با توجه به آسیب‏شناسی‏های به عمل آمده، ریشه در یک سلسله کاستی‌های اجتماعی و کم‏توجهی به مسائل اخلاقی و اعتقادی دارد که اگر چنانچه پیرامون آن اهتمام لازم به عمل نیاید، به لحاظ این‏که بیشتر گریبانگیر قشر جوان جامعه است، تحت تأثیر تهاجم فرهنگی بر روند صعودی آن افزوده می‏شود. بنابراین برنامه‏ریزی در بخش‌هایی که آتیه جوانان را تأمین می‏کند امری الزامی و بسیار ضروری است.

اکثر متخصصین روانشناسی و علوم اجتماعی معتقدند انسان پس از طی مراحل مقدماتی ناهنجاری‌های اجتماعی و برچسب خوردن به عنوان کج‏رفتاری و انحراف از هنجارها، به ترتیب مرتکب تخلفاتی شده و پس از آن با ارتکاب جرائم ارضا می‏شود و در نهایت نیز جرائم ارتکابی پاسخگوی تمایلات و گرایشات روحی و روانی وی نبوده و به خشونت متوسل می‏شود.

تجاوز به عنف که از جمله جرائم خشن و علیه اشخاص صورت می‏گیرد، تکرار آن در جامعه باعث کاهش احساس امنیت و استمرار آن تبعات امنیتی خاص خود را در پی دارد. از طرفی در آسیب‏شناسی به عمل آمده پیرامون این جرم، فقر فرهنگی و سست بودن مبانی اعتقادی از مهم‏ترین عوامل بروز این جرم است که اقتضا می‏کند مسؤولان فرهنگی کشور به آن عنایت بیشتری داشته باشند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 8:27  توسط خبرداران جوان میانه  | 

جدول لیگ برتر ایران

Powered by azmabepors.com

امتیاز زده بازی
28 29 14 پیکان
28 26 14 ذوب آهن
25 30 14 استقلال
22 26 14 پرسپولیس
21 18 14 سپاهان
21 20 14 مس کرمان
21 19 14 فولاد خوزستان
20 20 13 برق شیراز
18 15 14 مقاومت سپاسی
17 17 13 صبا باتری
17 14 14 پاس همدان
14 18 13 سایپا
14 17 14 ابومسلم
14 11 13 ملوان
14 15 14 استقلال اهواز
13 13 14 راه آهن
13 16 14 پیام مشهد
9 13 14 داماش گیلان
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 18:12  توسط خبرداران جوان میانه  | 

جهیزیه سنگین به سود چه کسی است

دوباره یه چیزی ازاین مردم دیدیم و اومدیم تا چند تا اعتراض کنیم تا شاید بر آنها افاقه کند که امیدی نیست .

چند روز پیش لیست جهازیه ای را دیدم که واقعا دلم لرزید افسوس خوردم به حال خود که دارم با مردمی زندگی می کنم که هیچ چیزی از زندگی نمی دانند . این مردم لایق این زندگی و این زندگی لایق این مردم نیست این مقاله را در حالتی از نفرت و انفجار می نویسم پس در ابتدا از کسانی که ممکن است آزرده خاطر شوند معذرت می خواهم و اگر شما نیز جزو این افراد هستید بهتر است بر انسانیتی که کنار گذاشته اید برگردید اگر راه برگشتی باشد .

متاسفانه جهازیه ای دیدم که در آن نیم کیلو طلا و یک ۲۰۶ داده شده بود علت چیست ؟ من به خود گفتم شاید داماد اینها را به عهده گرفته بعد گفتم حتما داماد عزیز یکی از احمق ترین هاست که این سهم بسیار بزرگ را ازآن خود کرده بعد گفتم این چطور می شود اصلاْ امکان ندارد کسی به این خر پولی دست و دلبازی به این خری باشد بعد فکر کردم شاید این دسته گل برای عروس باشد که پدر عروس برای داماد چیده تا دختر ترشیده اش را قالب داماد کند .

بقیه بعداْ ....

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 20:40  توسط خبرداران جوان میانه  | 

مردم و رانندگان

این روزها دیگر کسی بی ماشینی را نمی تواند تحمل کند و همه به دنبال ۲ - ۳ میلیون هستند تا بروند و یک ماشین بخرند ولی این وسیله که روزی به عنوان یک کالای بسیار لوکس در انظار مردم بود و فقط کسانی می توانستند این وسیله گران قیمت را داشته باشند که به قول مردم وضع زندگیش توپ باشه از هر نظر طرف پولدار بوده و این بعد از ۱۰ ت ۲۰ ساله که این کالا به لطف سایپا و ایران خودرو تبدیل به یک کالای بونجول شده و دیگر ارزشی برای این کالا قایل نیستند این در حالیست که باز هم چشم مردم دنبال ماشین هایی می گرده که خارجی باشه و گرون باشه صرفنظر از اینکه آیا این ماشین به دردش می خوره یا نه .

و حالا یه امار عامیانه بدم از این مردمی تجمل گرا :

۹۰ درصد راننده ها گواهینامه پارتی دارند.

۹۰ درصد رانندها موتور رو وسیله زیادیتو خیابون می دونند و عین یه سگ که گربه رو دیده می خواهن از بین ببرنش

۹۰ درصد راننده ها ( تاکسی ) خودشون رو بهترین راننده دنیا می دونند و خلاف کردن و افتخار

۹۰درصد رانندها رد شدن چراغ قرمز رو چیز اضافی تو شهر می دونند و براشون مهم نیست

۹۰ درصد راننده ها می خوان یه نفر رو له کنن تا بیمه پول اونا رو همینجوری هپلی هپو نکنه

۹۰ درصد راننده ها هیچی نمی فهمن

و بالاخره چند هفته قبل چیزی شنیدم از یه روستایی که تو طرح خانوار ثبت نام می کرد واقعاْ کل وجودم رو مثل اینکه آتش زدن و تصمیم گرفتم اگه روزی من رئیس جمهور شدم اصلاْ کلاْ هر چی ماشینو راننده هست رو جمع کنم یه کبریت حرومشون کنم بعد با کمال افتخار برم بگم به سازمان ملل و حقوق بشر که من رو اعدام کنن .

داستان از این قرار بود که جوانی که این ماجرا رو زنش برای یکی از همکارانمان تعریف کرده (در طرح خانوار ) که شوهرش داشته اطراف روستا موتور سواری می کرده که ماشینی آمده و در هنگام سبقت با این موتور سوار رودررو شده و با برخوردی که ایجاد شده بود موتور سوار سخت آسیب می بینه و کسانی که در زمان حادثه اونجا بودن به راننده گفتن که بیا اینو برسون بیمارستان شاید زنده بمونه اون گفته عیبی نداره ماشین بیمه هست بیمه دیشو می ده حالا من چیزی نمی گم تا شما قضاوت کنین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 18:45  توسط خبرداران جوان میانه  | 

دانشگاه آزاد سریعتر از میانه جلو می رود

دیروز خواستیم بعد از مدتها به دانشگاه آزاد بریم وقتی وارد این مکان دل انگیز وزیبا شدیم یادمان افتاد روزگار سختی ها و مشقت دانشجویان بدبخت را که در سالهای قبل با ما در این دانشگاه تحصیل می کردند و اجباراْ روزانه چندین بار ایندانشگاه را بالا پایین می رفتند نشان میدهد پول شهریه به جان آزادی ها خوب چسبیده گذشته از زیبایی این دانشگاه نمی توانست خدمتکاران و مستخدمین و انبارداران زمان ما را که شاید کسی فکرش را هم نمی کرد چنین پیشرفت کنند و اینک برای خود دارای میز و مسلک دبدبه و کبکبه دار شوندواقعاْ چشممان بسیار روشن شد و به آینده امیدوارتر شدیم خوب شد ولی نمیتوان با این وجود نقش دانشگاه ازاد را در پیشرفت نادیده گرفت چون واقعا از نظر زیبایی دانشگاه بد نیست ولی آیا باطن آن که همان دانشجویان و استادان و کارمندان هستند به کجا رسیدند ؟ آیا استادان می توانند یک انتقال علمی خوبی را انجام دهند ؟ آیا در حد یک استاد هستند ؟ آیا درس را دانشجویان فقط برای بیشتر شدن علم می خوانند یا چیز هایی دیگری در بین است ؟آیا در دانشگاه ؟ اینها سئوالاتی است که زیبایی دانشگاه یا دانشگاهها نمی توانند به آنها پاسخ صحیحی باشد و باید دیگر به فکر افزایش سواد باشند.ما هم به دانشجو بودن در این دانشگاه افتخار کنیم . 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 17:35  توسط خبرداران جوان میانه  | 

دبير كل بانك مركزي: اسکناس ها درشت می شوند؛ اسکناس 100 هزارتومانی بیرون می اید

سایت خبری ایران: دبير كل بانك مركزي از درشت شدن اسكناس ها در آينده اي نزديك خبر داد و توليد اين اسكناس ها را منجر به ایجاد تورم ندانست.

به گزارش خبرنگار سرویس اقتصادی سایت خبری ایران(INA)، دكتر محمود بهمني دبير كل بانك مركزي در جمع خبرنگاران از برگزاري همايش پولي و بانكي در نهم و دهم شهريور ماه خبر داد وگفت:در سال جاري براي همايشي كه در پيش رو داريم تغييرات اندكي داده شده كه كاهش قدرت پول و وظيفه بانك مركزي در حفظ ارزش پول از مهمترين نكاتي است كه مي توان به آن اشاره كرد.

وي ادامه داد:ازمهمترين محورهاي مطرح در اين همايش مي توان به اجرايي شدن اصل 44 در ارتباط با آزاد سازي در نظام اقتصادي كشور و همچنين نقش سيستم بانكداري كشور اشاره كرد.

وي تاكيد كرد:مهمترين مسئله اي كه بايد مد نظر قرار گيرد اين است كه تنها هدف ،خصوصي سازي نيست بلكه پيش از خصوصي سازي ،آزاد سازي بايد فعال شده و مورد بحث و بررسي قرار گيرد.

دبير كل بانك مركزي افزود:ايجاد بسترهاي مناسب براي آزاد سازي اقتصاد كشور،نقش نظام بانكي كشور در آزاد سازي اقتصادي، توسعه صنعت بانكداري اسلامي در انطباق با توسعه بانكداري الكترونيك از مهمترين ابعاد مورد بررسي همايش آينده است.

دبير كل بانك مركزي با بيان اينكه پولهاي جديد يا به عبارتي توليد چك هاي جديد 500 هزار ريالي مهمترين موضوع مورد بحث در بانك مركزي است افزود:در حال حاضر توليد سكه هاي 50،250،100،500، ريالي و همچنين چاپ اسكناس هاي 100،200،500، ريالي براي بانك مركزي مفهومي ندارد و از آن جايي كه براي چاپ هر اسكناس حدود 37 تومان هزينه مي شود در نتيجه بيش از آن كه موجب سود دهي شود براي بانك مركزي موجب زيان مالي است در نتيجه يكي از علتهاي توليد درشت اسكناسها در همين موضوع خلاصه مي شود.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا چاپ اسكناس مي تواند منجر به تورم شود گفت:چاپ اسكناس هاي درشت هيچ نقشي در تورم ندارد چرا كه در كشورهاي پيشرفته نيز از اين اسكناس ها استفاده كرده و نرخ تورم اين كشورها متناسب با اقتصاد شان است.

وي در خصوص مسايل امنيتي اين چك ها گفت:اين چك ها مثل پول است بدون اين كه وقت براي پشت نويسي آن تلف شود و اين در حالي است كه آگر اين پولها گم شود مثل اين است كه يك مبلغي گم شده و ديگر قابل بازگشت نيست.

وي همچنين خاطر نشان كرد :در نظر است اسكناسهاي يك ميليون ريالي نيز به زودي وارد بازار گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:36  توسط خبرداران جوان میانه  | 

اجراي طرح كاهش قيمت اينترنت پرسرعت با همكاري شركتهاي اينترنتي

خبرگزاري فارس: رئيس هيات مديره شركت سهامي مخابرات ايران از برنامه‌ريزي و اجراي طرح مشترك براي كاهش بهاي اينترنت پرسرعت و بهبود كيفيت عرضه آن در كشور با همكاري شركتهاي ارائه دهنده اينترنت پر سرعت خبر داد.  

وفا غفاريان در گفت و گو با خبرنگار فناوري اطلاعات خبرگزاري فارس، به مقوله توسعه اينترنت پرسرعت در كشور اشاره و اظهار داشت: هم اكنون بعنوان مثال در تمامي محلات تهران با وجود سرمايه‌گذاري دولتي و خصوصي، اينترنت پرسرعت كافي وجود ندارد كه عرضه شود و پوشش كامل نيست.
وي در ادامه وجود مشتري در مقابل نبود عرضه در برخي مناطق كشور حتي مناطق مركزي براي اينترنت پرسرعت را يادآور شد و گفت: اولين نكته در بحث اينترنت پرسرعت، بهاي آن است كه بايد با متوسط درآمد خانوار همخواني داشته باشد تا سرمايه‌گذاري در اين زمينه توجيه‌پذير شود.
غفاريان تاكيد كرد: دومين نكته در زمينه اينترنت پرسرعت، افزايش سطح پوشش اينترنت پرسرعت در كشور و توسعه امكان واگذاري در مناطق مختلف كشور است.
وي به تشكيل جلساتي براي بررسي موضوعاتي چون قيمت و پهناي باند اينترنت پرسرعت در ستادي با حضور وزير ارتباطات اشاره و عنوان كرد: در اين ستاد كه شركتهاي ارائه دهنده اينترنت پرسرعت نيز حضور دارند، با رفع بحث قيمت و پوشش اينترنت پرسرعت جهش مناسبي در اين زمينه در كشور شاهد خواهيم بود.
رئيس هيات مديره شركت مخابرايت ايران به برگزاري جلساتي با شركتهاي pap ( ارائه دهنده اينترنت پر سرعت) اشاره و تاكيد كرد:در اين جلسات شركتهاي pap اعلام كرده‌اند كه مي‌توانند پهناي باند اينترنت را در مبادي مرزهاي كشور با بهاي مناسب فراهم كنند.
وي گفت:منتظريم تا شركتهاي pap طرح خود در خصوص تامين پهناي باند ارزان قيمت را به مخابرات ايران ارائه كنند.
غفاريان تصريح كرد: در اين طرح شركتهاي pap با منابعي كه دارند پهناي باند ارزان قيمت را به مبادي مرزها آورده و آن را به پهناي اصلي كشور و شركت زير ساخت انتقال مي‌دهند.
معاون وزير ارتباطات تاكيد كرد: با انتقال پهناي باند ارزان قيمت توسط شركتهاي ارائه دهنده اينترنت پر سرعت (pap) به شبكه زير ساخت و همكاري شركتهاي مخابرات در استانها و pap ها، در آينده شاهد كاهش قيمت اينترنت پر سرعت و بهبود كيفيت اين سرويس در كشور خواهيم بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:16  توسط خبرداران جوان میانه  | 

دو دست خاتمي

آقاي عبدالله رمضان زاده، از چهره هاي جدي اصلاح طلبي در ايران در مورد حضور آقاي خاتمي در انتخابات گفته ‏است: "بايد براي آمدن اوتلاش کرد؛ هر چند خاتمي ترديدهايي دارد که ما بايد سعي کنيم آن ترديدها رفع شوند." من اما ‏به عنوان يک شهروند، اين جمله را چنين اصلاح مي کنم: بايد براي برگزاري يک انتخابات سالم و آزاد تلاش کرد؛ هر ‏چند مردم ايران، ترديد هايي دارند که آقاي خاتمي و طرفداران حضور ايشان در انتخابات، بايد سعي کنند آن ترديد ها ‏رفع شوند.‏

من نيز همانند ميليون ها نفر، چه در دوم خرداد 76 و چه چهار سال پس از آن ـ اگر چه بار دوم با ترديد بسيار ـ به آقاي ‏خاتمي راي دادم. هنوز هم برغم بحث هاي مختلفي که در ارتباط با شخص محمد خاتمي مطرح مي شود بر اين باورم که ‏وي با نيت "اصلاح" آمد اما به دلايل متعدد، چشم را هم کورکرد و رفت. اما بار سوم، بار ديگريست؛ چرا؟

روزگاري يکي از نزديکان آقاي خاتمي، ضمن مصاحبه اي از من خواست دکمه ضبط را بزنم تا جواب سئوال مکرري ‏در مورد علت برخوردهاي آقاي خاتمي را بدهد. دکمه را زدم. وي به صراحت گفت: محمد خاتمي، يک دست در دست ‏نظام و يک دست در دست مردمان دارد. او را از دو سو مي کشند. عاقبت در نقطه حساسي، او دستش را از يکي از اين ‏دودست بيرون خواهد کشيد. از او پرسيدم: با شناختي که از وي داريد، فکر مي کنيد باکدام دست خواهد رفت؟ اندوهي ‏در چشمانش پديدار شد و آهسته گفت: دست نظام.‏

او راست مي گفت. محمد خاتمي همان گونه که بعدها خود به صراحت گفت نظام را انتخاب کرد و بدون قيد و شرط.‏
حال درست به همين دليل است که امروز هم که کساني مي خواهند به اصرار "سيد خندان مظلوم" را که اهل فرهنگ و ‏کلام است و ضد البته سخت باورمند، به ورود به عرصه انتخابات تشويق کنند، پيش از هر چيز بايد جواب اين سئوال را ‏بدهند که معادله دودست خاتمي، به نفع کدام دست حل شده است؛ ملت يا نظام؟

آيا آقاي خاتمي اين بارآمادگي رودرويي قانوني با حزب امنيتي ـ نظامي حاکم بر کشور را که از حمايت کامل رهبر ‏جمهوري اسلامي نيز برخوردار است ـ سخنان ديروز آقاي خامنه اي در حمايت از احمدي نژاد را بخوانيد ـ دارد يا ‏خير؟ آيا در فرهنگ لغت وي کلمه "تقلب" جاي "بداخلاقي انتخاباتي" را گرفته است يا خير؟ آيا به عنوان رئيس ‏جمهور، توان ايستادگي قانوني در برابر نيروهاي موازي اطلاعاتي ـ امنيتي را دارد؟ اگر فردا، حکم حکومتي آمد که ‏فلان روزنامه را ببنديد و بهمان کس را به کابينه راه دهيد، پاسخ همان خواهد بود که پيش از اين، يا اتفاق ديگري قرار ‏است روي دهد؟ اگر نيت بر آن بود که کانون مدافعان حقوق بشر همچنان مجوز نداشته باشد، کانون نويسندگان ايران، ‏در آهستگي بودنش را پچپچه کند، نهضت آزادي ايران، غيرقانوني بماند، سعيد مرتضوي، همچنان قاضي مقبول باشد، ‏سردارزارعي ها، از مجازات دور بمانند ومردمان، همچنان ساکنان کشتي غيرخودي ها....آن وقت چه؟ ‏

پاسخ به سئوالاتي از اين دست ـ که هر شهروندي مي تواند ده ها نمونه اش را رديف کند ـ است که مي تواند گره گشاي ‏مسئله باشد و عامل رفع ترديد هايي که ملت دارند و رفع آن بر عهده کساني است که از آمدن خاتمي مي گويند. به زبان ‏روشن تر،اين مردمان نيستند که بايد "ترديد" هاي رئيس جمهور را برطرف کنند؛ اين سياستمدارانند که بايد در حرف و ‏در عمل مردم را متقاعد سازند که بار سوم، ديگر گونه خواهد بود. نه اينکه حتي مدافعين حضور آقاي خاتمي در ‏انتخابات نيز، سخني در باب تحليل شان در مورد تغيير شرايط و اينکه چرا اين بار، بازي، صورتي ديگر خواهد داشت، ‏نگويند. ‏

و تا روزي که اين جواب ها را بگيريم، پيشنهاد من به آقاي خاتمي اين است که وارد اين ميدان نشوند؛ بخصوص آنکه ‏امروز ـ به گفته خودشان ـ فروع جاي اصول را گرفته و سليقه‌ها عين حقيقت و اصل به حساب مي آيد و "چه بسا، ‏اصول و ارزش‌هاکه در پاي سليقه‌ها و كج‌تابي‌‌ها قرباني" مي شود.در چنين شرايطي اتفاقا "رهبران اصلاحگر و ‏روشن‌بين و راستين كساني هستند كه با درك شرايط زمان و مكان و نيازهاي مبرم و خواست و مصلحت جامعه، مطلبي ‏را بيان و تبيين مي‌كنند و جامعه به آن مي‌گرايد يا احساس مي‌كند كه حرف دل او زده مي‌شود."

و من مي افزايم: اين رهبران روشن بين، کاري را که مي توانند در عرصه روشنگري در کناره ساحل آلوده سياست ‏امروز جمهوري اسلامي انجام دهند، با کارهايي که نمي توانند ـ تاکيد مي کنم ـ نمي توانند در جايگاه "تدارکاتچي" و ‏گوش به فرمان رهبر انجام دهند، تاخت نزنند.‏

آقاي خاتمي که امروز مي توانند به فصاحت تمام، دردهاي ملتي رنجديده را بازگوکنند، فردا در جايگاه رئيس جمهور چه ‏خواهند کرد اگر همچنان درهاي دولت شان بر اين پاشنه بچرخد که تعهد ايشان به رهبر، پيش تر از تعهد ايشان نسبت به ‏قانون و راي مردمان باشد؟ چه خواهد شد اگر باز قصه همان باشد که بود: "يا تفاهم حاصل بود يا اگر اختلاف نظري ‏باقي مي‌ماند، بر اساس تعهدي كه وجود داشت، ملاك عمل نظر رهبري بود." مگر نه اينکه از ديد ايشان "رهبري نسبت ‏به خيلي مسائل نقد و نظر داشته‌اند؛ حق ايشان هم هست و در نظام جمهوري اسلامي رهبري جايگاه والا دارد و انتظام ‏امور بستگي به رعايت اين جايگاه دارد"؟

آن "بدفهمي يا كج‌رفتاري" که "آينده جامعه و نظام ما را تهديد مي‌كند" تغيير کرده است؟ اگر کرده است بايد بگوييد تا ‏ترديد ها رفع شود؛ اگر هم کاسه همان کاسه است و آش همان، آن وقت "آيا در اينجا لوازم حق حاكميت مردم بر ‏سرنوشت كه آزادي به معني درست كلمه از مهمترين آنهاست، تأمين مي‌شود؟" آيا "جامعه بناست با شعار اداره شود يا ‏واقعا راهكارهاي عيني و علمي براي پيشرفت و توسعه، اعتلاي جايگاه ايران و بالا بردن موقعيت ملت در داخل و ‏خارج و افزودن حرمت آنان در عرصه جهاني و افزايش ضريب امنيت ملي و تأمين آينده مردم وجود دارد"؟

آقاي خاتمي! شما در اينجا نيز باز بهترين نتيجه گيري ها را کرده ايد: "طبيعي است كه اعتقاد يا عدم اعتقاد به اين امر، ‏هر كدام موجب ساختارهاي متناسب با آن و نيز رفتارهاي مناسب با آن خواهد شد."‏

و درست بر همين اساس است که من شهروند به شما و همه آنان که باز مي خواهند "تنور انتخابات را گرم نکنند" الا در ‏روز نهايي، مي گويم: تا ترديد هاي ما باقيست، تا شما پاسخ عيني و علمي براي ترديد ما پيش رو ننهاده ايد، حق نيز ‏همين است که نگران "عدم همراهي مردم" با خود باشيد. ‏

اندوهناک است، اما چنين است. ‏

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:13  توسط خبرداران جوان میانه  | 

لایحه‌ای كه عشق را سلاخی می‌كند

سامان صفرزائی : پارلمان‌های ایرانی در صد و دو سال گذشته، از عهد مشروطه تا امروز، قوانین بیشماری را تصویب كرده‌اند كه بسیاری از آنان برای سرزمین ما و مردمانش كامیابی و خوشبختی به همراه داشته و گامی رو به جلو محسوب شده است و از دیگر سو كم نبوده است قوانینی كه اهالی بهارستان، آن را امضا نموده‌اند و تنها خزان را برای جماعت پارسی به همراه داشته است. چنین ضد و نقیض‌هایی البته كه تنها به پارلمان ایران محدود نبوده است و در دموكرات‌ترین قلمروهای این جهان نیز هیچ پارلمانی نبوده است كه قوانین اشتباه تصویب نكرده باشد؛ قوانینی كه گاه آسمان آزادی انسانی را تیر و تار كرده، گاه مرغزار اقتصاد را خشكانده است و گاه دشت فرهنگ یك كشور را نشانه رفته است. اما این روزها كه می‌گذرد خیلی‌ها دلواپس لایحه‌ای هستند كه نمایندگان مجلس كشور ما به رایزنی پیرامون مختصات آن مشغول هستند؛ لایحه‌ای تحت عنوان «حمایت از خانواده» كه شاید بتواند شگفت‌انگیز‌ترین لایحه‌ای باشد كه برای حمایت از خانواده در طول تاریخ تصویب شده است. در فصل سوم لایحه بند مهمی از این لایحه حاوی جمله‌ای است كه فرصتی به نماینگان هشتمین مجلس ایران بعد از انقلاب می‌دهد تا با تصویب آن نام خود را در تاریخ تصویب ضعیف‌ترین بند‌های یك لایحه ارائه شده از سوی دولت جاودانه كنند:
«ماده 23- اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجرای عدالت بین همسران می‌باشد.» بعد از خواندن این جمله بهت‌آور بی‌شك احتیاج به كشیدن نفسی عمیق است. البته این بند حاوی تبصره‌ای سخاوتمندانه است، تو گویی همچنان كه این بند می‌كوشد بندهای اخلاق و شرافت را از پای مرد یك خانواده جدا كند، در جست‌وجوی این است كه به زن خانواده نیز دلداری تحقیر‌كننده و رقت‌آوری هدیه دهد: «در صورت تعدد ازدواج چنانچه مهریه حال باشد و همسر اول آن را مطالبه نماید، اجازه ثبت ازدواج مجدد منوط به پرداخت مهریه زن اول است». می‌دانید، بی‌عدالتی مانند قطرهای یك چندضلعی گنگ است برخی قطرهای آن بزرگ و طولانی و برخی دیگر كوتاه و كوچك‌اند. ماهیت بی‌عدالتی، همیشه یكسان نیست، گاه پیش می‌آید كه بی‌عدالتی كه، در عرصه‌های مختلف به صورت قانون و یا هرچیز دیگر متبلور می‌شوند چندان روشن و قابل درك نیست تا بتوان بی‌درنگ به نقد آن نشست. اما همیشه مصداق‌هایی نیز وجود داشته‌اند كه چنان صورت زشتی دارند كه حتی سخن گفتن از آن نیز شرم و آزرم را به همراه دارد. در باب نقش باورنكردنی این بند از لایحه- و برخی دیگر از بندهای مهم آن- در به صدا در آوردن ناقوس بدآهنگ بی‌عدالتی در حریم كوچك‌ترین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی هر كشوری سخن بسیار گفته شده است. حقوقدانان از اشكالات حقوقی آن بسیار نوشته‌اند، مذهبی‌ها از تناقض‌های آن با روح فقه پیشروی ایرانی- شیعه گلایه‌ها كرده اند، لیبرال‌ها معتقدند كه اعطای چنین آزادی به مردان، خود بزرگ‌ترین نقض آزادیخواهی است، چپ‌ها با بغض می‌پرسند پس تكلیف عدالت چه می‌شود. می‌دانید، برای دلزدگی و پریشان شدن از این بند، هیچ لازم نیست كه پیشوند مدنی و سیاسی به خصوص ضمیمه ما باشد، از آن زنی كه در دورافتاده‌ترین روستای ایرانشهر زندگی می‌كند تا فرهیخته‌ترین زن‌های پایتخت گویی همه درد مشتركی در قلب‌شان احساس می‌كنند، سایه سیاهی بر سر همه‌شان قرار می‌گیرد، باور بفرمایید به عنوان یك مرد حتی دانستن اینكه قانون قرار است چنین حق ناجوانمردانه‌ای به ما اهدا كند سرافكنده و شرمگین می‌شویم. به باور من سخن گفتن از این موضوع كه قرار است گریبان قانون این مرز و بوم را بگیرد ورای تمام دعواهای جناحی است. می‌خواهم بگویم برای من مهم نیست كه نمایندگان مجلس هم‌طیف دولت هستند یا در خلاف جهت آن حركت می‌كنند، برایم تفاوتی ندارد كه محافظه‌كار هستند یا آوانگارد، چپ هستند یا راست. تنها امیدوارم در آن پارلمان وكلایی حاضر باشند كه انسانیت را باور داشته باشند، برای رد بند 23 و دیگر بندهای هم قسم با آن، هیچ تفاوتی نمی‌كند كه مجلس در دست چه جناح سیاسی در ایران است، اینجا دیگر صحبت از تفاوت آرای سیاسی نیست، سخن از انسانگرایی است. سوال بزرگ این است كه آیا هیچ یك از 290 نماینده مجلس كشورم پس از تصویب آن بند یارای آن را دارند تا به فرزندان و همسران خویش بگویند كه من به عنوان وكیل پارلمان، قانونی را تصویب كردم كه هر كه توانگر بود و صاحب مال، می‌تواند زن‌های فزون‌تری اختیار كند؟ چنین قانونی فرای تمام اشكالات وارد شده، فاجعه‌ای بزرگ‌تر برای جامعه به همراه می‌آورد و آن كمك به سلاخی شدن عشق است. شك ندارم در پارلمان كشور من نمایندگانی هستند كه با تمام مختصات سیاسی و مذهبی خویش، حاضر نخواهند شد تا انسانیت را به فراموشی بسپارند، حاضر نخواهند شد تا گلوی عشق در سرزمین سعدی و سنایی و حافظ بریده شود. حتما در میان آن 290 نفر كسانی هستند كه همصدا با خیلی‌های دیگر می‌خواهند همان توماری را امضا كنند كه به نابسامانی در حریم انسانی خانواده نه می‌گوید، به تصویب خیانت نه بگویند، كسی چه می‌داند، شاید نمایندگان فعلی پارلمان صد و دو ساله سرزمین من نیز این روزها هنگام مرور لایحه، گاه به فكر فرو می‌روند و همان سوال تراژیك «حمید هامون» را از خویش می‌پرسند: «پس تكلیف عشق چی می‌شه؟»

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:10  توسط خبرداران جوان میانه  | 

وزیر بازرگانی خرید گندم از آمریکا را رد کرد

وزیر بازرگانی با بیان اینکه ایران خرید مستقیم گندم از آمریکا نداشته است، گفت: خریداران و فروشنده های بزرگی در جهان هستند که ما از آنان گندم خریداری می کنیم.

مسعود میرکاظمی درگفتگو با مهر در پاسخ به سئوالی مبنی بر صحت خبر برخی رسانه های خارجی مبنی بر خریداری حدود 1 میلیون تن گندم از آمریکا توسط کشورمان، اظهار داشت: ما از کشورهای اروپایی و همچنین کشورهایی نظیر کانادا گندم خریداری می کنیم اما تاکنون به طور مستقیم از آمریکا گندم خریداری نکرده ایم.

وی در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر اینکه در خبرها آمده است گفته می شود، بخشی از گندم وارداتی مرغوب نیست و محصولی است که برای خوراک دام از آن استفاده می شود ، گفت: این موضوع امکان ندارد ، زیرا کیفیت گندم خریداری شده حتی از گندم متوسط ما نیز مرغوب تر است.

به گزارش مهر، براساس برنامه ریزی وزارت بازرگانی در ماههای شهریور، مهر و آبان سال جاری ماهیانه یک میلیون تن گندم وارد کشور خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:10  توسط خبرداران جوان میانه  |